لقمان حکیم هر وقت دلش می گرفت
باخرش درد دل می کرد،
من الآن دلم گرفته کجایی؟
دو نفر با هم همسايه بودن ...
هر سي ثانيه برق يکيشون مي رفت ...
تحقيق ميکنن مي بينن از چراغ راهنمايي
برق دزديدن!!!
تو مراسم ختم یارو بلندگو میگه :
مرحوم وصیت کرده ، سیاه نپوشین .
یکی داد میزنه : مرحوم گه خورده ،
ما به احترامش می پوشیم
یارو میره اون دنیا میگن این ساعت ها رو
میبینی؟ هر زنی خیانت کنه یک دور عقربه
اش میچرخه ؛ یارو میگه:ساعت زن من کو؟
میگن:اون رو گذاشتیم بالا جای پنکه!!!!
( بر گرفته از سايت بدو اس ام اس دات كام )
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سی ام تیر 1387ساعت 16  توسط دانیال حمیدی
|
+ نوشته شده در بیست و نهم تیر 1387ساعت 15  توسط دانیال حمیدی
|
+ نوشته شده در بیست و نهم تیر 1387ساعت 15  توسط دانیال حمیدی
|
+ نوشته شده در بیست و نهم تیر 1387ساعت 14  توسط دانیال حمیدی
|
+ نوشته شده در بیست و نهم تیر 1387ساعت 14  توسط دانیال حمیدی
|
گرفته شده از سایت ( بدو اس ام اس دات کام )
اگر روزی به یادت گریه کردم ،
بدان آن روز پیازی رنده کردم....!
تا حالا قورباغه پرس شده تو پلاستیک دیدی
اگه ندیدی برو کارت ملی تو نگاه کن.
زندگي مثل بازي شطرنجه...
البته توخيلي بچه اي،
برو همون منچتو بازي كن
به اشتیاق اولین دانه برف به تحمل اخرین
دانه برگ پاییزی به گرمای تن خورشیدو به
زیبایی اسمان قسم میخورم که سر کاری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و نهم تیر 1387ساعت 14  توسط دانیال حمیدی
|
تو که از کوچه ی معشوقه من میگذری
کوچه بن بست است باید دور بزنی
به پشه میگن چرا زمستونا پیدات نیست ؟
میگه: نیست تابستونا رفتارتون خوبه ؛
زمستونم بیام !
اندیشیدن به پایان هر چیز ؛
شیرینی حضورش را تلخ میکند
بگذار پایان تو را غافلگیر کند
درست مانند آغاز...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هشتم تیر 1387ساعت 20  توسط دانیال حمیدی
|